السيد محمد حسين الطهراني

135

الله شناسى (فارسى)

فعّاليّت و كار كرد او فقط ادراك انسان است ؛ و وسيلهء عمل وى ، عواطف و احساسات داخلهء انسان . إبليس است كه اين‌گونه اوهام كاذبه و افكار باطله را در نفس انسانى القاء مىكند ؛ به‌طورىكه دلالت بر اين مهمّ دارد قول خداى متعال : الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ * الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ . ( سورهء ناس ، آيه 4 و 5 ) « شيطانِ وسوسه‌انگيز ؛ آنكه در سينهء مردمان انديشهء بد و وسوسه مىافكند . » و ليكن مع‌ذلك انسان شكّ نمىكند در آنكه اين افكار و اوهامى كه وساوس شيطانيّه ناميده مىشوند افكار خود اوست . خودش آنها را در خود ايجاد مىنمايد بدون آنكه مُشعر به آن باشد كه كسى غير از او آنها را به وى القاء كرده باشد ، و يا آنكه براى آن افكار به چيزى بعنوان سبب و واسطه متوسّل گردد ، مانند سائر افكار و آرائش كه به عمل و غير عمل تعلّق ندارد مثل گفتار ما : عدد يك نصف عدد دو مىباشد و عدد چهار عدد زوج است ؛ و أمثال ذلك . بنابراين ، انسان همان كسى است كه اين افكار و اوهام را براى خودش ايجاد مىكند همچنان‌كه شيطان همان كسى است كه آنها را به دو القاء مىكند و در دل او مىاندازد و خطور مىدهد ؛ بدون آنكه تزاحمى در ميان موجود باشد . و اگر بنا باشد سبب شدن شيطان در القاء اين خواطر نظير تَسبُّباتى بوده باشد كه در ميان ما دوران دارد راجع به كسى كه خبرى و يا حكمى و يا مشابه آن را بسوى ما القاء مىكند ؛ در آن صورت القاء او به ما با استقلال ما در تفكير جمع نمىشود ، و هرآينه انتساب فعل اختيارى كه براى ماست منتفى مىشود . زيرا در آن فرض علم و ترجيح و اراده از آنِ او خواهد بود نه از آنِ ما ، و ديگر بر ما لوم و سرزنش و مذمّت و غيرها مترتّب نخواهد شد .